روزی دروغ به حقیقت گفت بریم دریا شنا کنیم ؟
حقیقت ساده پذیرفت و آنها کنار دریا رفتند ، حقیقت تا لباسهایش را در آورد آنها را دزدید و فرار کرد !
از آن پس حقیقت زشت است ولی دروغ در لباس حقیقت زیباست.
حالم گرفته از این شهر که آدم هایش همچون هوایش ناپایدارند ! گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود ، گاه چنان آلوده که نفست می گیرد.